من دگر نومیدم
شهر ویران شده است
سیلاب تکبر جاری است
و خدا گم شده است
پشت تکرار ترین افکارها
زندگی زیبا نیست
و پر از قهر و غرور و کذب است
مردم انگار نمی دانند که
خدایی ام هست
روزها پشت نقاب خورشید
مردم از گرگ حولناک تر اند
روبه رویم همه دیوار بلند
زیر پایم پر سنگ
و من انگار غریبانه ترین محکوم
دار دنیای سیاهم امروز
#رضا_مافی
برچسبها: اخبار ادبیات, شعر, هنر شعر, رضامافی
+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۷ساعت 23:11  توسط رضا مافی |
بی حوصلگی...
ما را در سایت بی حوصلگی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 13:59